العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

111

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

دور نيست چنين كارها توانند و اگر گوئيم جسم لطيفند و درون بشر فرو نروند دور نيست بتوانند سخن را بدرون او رسانند و مىشود گفت چنان لطيفند كه مىتوانند بدرون آدمى نفوذ كنند و سخن را بدل و مغز رسانند ، و با لطافتى كه دارند تركيب آنها محكم است و بهم‌پيوسته و جدا نشدنى و از فرو رفتن بدرون آدمى از هم نپاشند و دليل بر فساد هيچ كدام از اين احتمالات نيست و شناخت حقيقت آنها با خداست و دليل الهام فرشته‌ها به خوبى قول خدا تعالى است « چون كه وحى كرد پروردگارت بفرشته‌ها كه من با شما هستم بر جا داريد آنان كه گرويدند ، 12 - الانفال » يعنى پايدارى را بدانها الهام كنيد . و دليلش از اخبار قول پيغمبر است صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه شيطان را بدل اندازيست اى آدميزاده و فرشته را هم ، و در حديث است كه چون نوزادى براى آدمى زايد ابليس شيطان همگنانى براى او سازد و خدا فرشته‌اى ، شيطان به گوش چپ دلش نشيند و فرشته بر گوشه راست دلش و هر دو او را دعوت كنند . برخى صوفيه و فلاسفه فرشته خير خواه را بنيروى خرد تفسير كرده و شيطان بدخواه را بنيروى شهوت و خشم ، و آيه دلالت دارد كه شيطان جز بزشتيها دعوت نكند چون كلمه انما آورده كه دليل حصر است عارفى گفته بسا شيطان هم بنيكى كشاند به قصد اينكه از آنش ببدى رساند و آن به چند جور است . 1 - از بهتر به فروتر كشاند كه آسانست يا از آسان ببهتر دشوار كشاند تا از رنج او را از طاعت متنفر كند و رازى در ( 7 : 67 تفسيرش ) گفته : در قول خدا تعالى « الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ » در شيطان اختلاف است در قولى ابليس است و در قولى سائر شياطين و در قولى شياطين جن و انس ، و در قولى نفس اماره ببدى ، و لفظ وعده در بدى هم آيد و ممكن است بر سبيل تهكم باشد ، و سخن در باره وسوسه در استعاذه گذشت . و ابن مسعود روايت كرده كه شيطان را يك دل افكنى است كه دور كردن از نيكى باشد و فرشته را يك دل‌افكنى كه نويد نيكى است ، هر كه آن را در خود